فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
16
چهارده رساله ( فارسى )
تعالى در فوق باشد از پيشانى بر زمين نهادن لازم آيد كه در تحت باشد و اين باتفاق باطل است « 1 » . اما جواب از شبهت پنجم آنست كه الفاظ متشابه در قرآن بسيار آمده است چون وجه و يد و عين و جنب و ساق و در اخبار نيز بسيار آمده است چون صورت و نزول و نفس الرحمن و الحجر الاسود يمين الله فى الارض و طايفه كرّاميان « 2 » همه را - تأويل مىكند از براى آنكه بدلائل عقلى ظواهر آن محال است پس ما نيز در اين دلايل گفتيم اگر آن دلايل قطعى است هرآينه آن ظواهر را تأويل بايد كرد و اگر قطعى نيست بدين ظواهر هيچ حاجت نيست پس سخن درين مسأله بدان بازگردد كه دلايل ما يقينى است يا نه و به حمد اللّه آن دلايل را چنان تقرير كرديم كه هيچ منصف را در صحّت آن شك نماند و اما تأويل اين متشابهات در تفسير بزرك خود گفتهايم و الحمد لمسحقه و الصلاة و السلام على نبيّه محمد و آله و صحبه .
--> ( 1 ) - در كتاب اساس التقديس گويد اينكه ارباب ملل و اصحاب نحل دست بسوى آسمان دراز ميكنند نه از آن جهت است كه خداى را جسم دانسته و در آسمان ساكن بدانند بلكه چون منافع خلق كه در درجه اول نور است از آسمان ظاهر مىشود ديگر آنكه حيات آدمى به تنفس بازبسته است چون بر مىآيد مفرح ذات و چون فرو ميرود ممد حيات است از هوا است و هوا در قسمت بالاست سه ديگر آنكه نزول باران كه سبب تأمين روزى ياران است از آسمان از اينها گذشته عرش قبله دعاهاى ماست چنان كه كعبه قبله نماز است اين جانب در سفر حج بيك تن از عالمان سعودى كه بقنوت نماز شيعه اعتراض داشت گفتم مگر در فقه شما دعا ممنوع است گفت نه بلكه مستحب است گفتم اين استحباب يا جواز در نماز نيز هست گفت بلى اشكال من در بلند كردن دست است كه بدعت است گفتم عجبا فريقين از طريقين آوردهاند كه رسول اكرم فرمودند و ارفعوا اليه ايديكم بالدعاء . ( 2 ) - از دشمنان سرسخت فخر رازى و گروهى از خود راضى كه معاصر و معاشر وى بودهاند نگارنده در ترجمه احوال مصنف مختصرى از مفصل افكار كوتاه و زباندرازى آنان آورده و تا اندازهاى آنها را معرفى كردهام و ممكن است بازهم باحوال آنها اشاره كنيم .